در درمانهای ایمپلنتولوژی، موفقیت نهایی کاشت دندان مصنوعی تنها به مهارت جراح یا کیفیت فیکسچر بستگی ندارد. یکی از مهمترین فاکتورهایی که نقش تعیینکننده در انتخاب نوع فیکسچر و نتیجه درمان ایفا میکند، نوع استخوان بیمار است.
استخوان فک از نظر تراکم و ساختار به انواع مختلفی تقسیم میشود که هر یک ویژگیهای خاص خود را دارد. این ویژگیها بر چگونگی ادغام استخوان با ایمپلنت، پایداری اولیه، سرعت بهبود و میزان تحمل بارهای اکلوزالی اثر میگذارند.
در این مقاله دنتال کالا بهطور جامع به بررسی ارتباط بین نوع استخوان و انتخاب فیکسچر مناسب خواهیم پرداخت. همچنین معیارهایی که دندانپزشک باید هنگام تصمیمگیری به آنها توجه کند را توضیح خواهیم داد تا انتخاب فیکسچر بهدرستی صورت گیرد و درمان با بالاترین درصد موفقیت انجام شود.
انواع استخوان از نظر تراکم در ناحیه فک
استخوانهای ناحیه فک بر اساس طبقهبندی معروف به طبقهبندی لکوود و زارب به چهار نوع تقسیم میشوند:
نوع 1: استخوان متراکم کاملاً کورتیکال (بیشتر در ناحیه قدام فک پایین دیده میشود)
نوع 2: استخوان کورتیکال ضخیم با مغز استخوان اسفنجی با تراکم متوسط
نوع 3: استخوان کورتیکال نازک با مغز استخوان اسفنجی کمتراکم
نوع 4: استخوان با کورتیکال نازک و مغز استخوان اسفنجی بسیار کمتراکم (بیشتر در خلف فک بالا)
این تقسیمبندی کمک میکند دندانپزشک بداند با چه نوع محیط کاشت مواجه است و بر اساس آن فیکسچر مناسب را انتخاب کند.
اهمیت تراکم استخوان در موفقیت ایمپلنت
تراکم استخوان مستقیماً بر پایداری اولیه فیکسچر تأثیر میگذارد. پایداری اولیه عاملی کلیدی برای شروع فرآیند استئواینتگریشن است. هرچه استخوان متراکمتر باشد، سطح تماس بین ایمپلنت و استخوان بیشتر بوده و ادغام استخوانی سریعتر و مطمئنتر انجام میشود. برعکس، در استخوانهای کمتراکم، خطر لقی فیکسچر، جابهجایی میکروسکوپی و نهایتاً شکست درمان بالاتر است.
بنابراین شناخت نوع استخوان پیش از جراحی اهمیت زیادی دارد و در انتخاب فیکسچر، تصمیمگیری درباره بارگذاری فوری یا تأخیری و طراحی پروتز مؤثر است.
انتخاب نوع فیکسچر برای استخوان نوع 1
استخوان نوع 1 با تراکم بالا و بافت کورتیکال ضخیم شناخته میشود.
در چنین استخوانی، پایداری اولیه ایمپلنت بهراحتی به دست میآید و نیازی به فیکسچرهای با طراحیهای خاص برای بهبود پایداری وجود ندارد. با این حال، به دلیل تراکم زیاد، خطر افزایش استرس و انتقال نیروی زیاد به استخوان وجود دارد که ممکن است تحلیل استخوان را به دنبال داشته باشد.
برای این نوع استخوان استفاده از فیکسچرهای با طراحی رزوههای عریض و عمق کم توصیه میشود تا استرس بهطور یکنواخت توزیع شود و از نکروز استخوان جلوگیری گردد.
انتخاب نوع فیکسچر برای استخوان نوع 2
استخوان نوع 2 بهترین شرایط را برای کاشت ایمپلنت فراهم میکند.
این نوع استخوان ترکیبی از کورتیکال ضخیم و مغز استخوان اسفنجی متراکم است که هم پایداری اولیه خوبی فراهم میکند و هم امکان استئواینتگریشن سریع وجود دارد. در این نوع استخوان، تقریباً تمام طراحیهای استاندارد فیکسچر عملکرد موفقیتآمیزی خواهند داشت.
با این حال، استفاده از فیکسچرهایی با سطح زبر و طراحی رزوههای متوسط برای بهبود تماس استخوان و ایمپلنت و کاهش استرس توصیه میشود.
انتخاب نوع فیکسچر برای استخوان نوع 3
استخوان نوع 3 چالشیتر از انواع قبلی است زیرا مغز استخوان تراکم کمتری دارد.
در این موارد پایداری اولیه کاهش یافته و احتمال جابهجایی میکروسکوپی بالاتر است. بنابراین انتخاب فیکسچر با رزوههای عمیقتر و طراحی تهاجمیتر (aggressive thread design) ضروری است تا بیشترین گیر مکانیکی ممکن با استخوان به دست آید.
همچنین سطح فیکسچر باید زبر باشد تا فرآیند استخوانسازی و استئواینتگریشن تسریع شود. استفاده از فیکسچرهای قطورتر نیز به افزایش سطح تماس و پایداری کمک میکند.
انتخاب نوع فیکسچر برای استخوان نوع 4
این نوع استخوان کمتراکمترین و چالشبرانگیزترین نوع استخوان برای کاشت ایمپلنت است.
در استخوان نوع 4، احتمال شکست ایمپلنت در صورت عدم رعایت ملاحظات بهمراتب بیشتر است. انتخاب فیکسچرهای با رزوههای عمیق و طراحیهای اختصاصی برای گیر حداکثری مکانیکی اهمیت زیادی دارد. همچنین استفاده از فیکسچرهای با قطر بزرگتر و سطحهای فوقزبر (super-rough surface) توصیه میشود.
در چنین استخوانی، پرهیز از بارگذاری فوری و رعایت زمان کافی برای استئواینتگریشن بسیار حیاتی است.
سایر عوامل مرتبط با انتخاب فیکسچر
علاوه بر نوع استخوان، عوامل دیگری نیز بر انتخاب فیکسچر اثرگذارند:
- طول فیکسچر: در استخوانهای متراکم میتوان از فیکسچرهای کوتاهتر استفاده کرد، اما در استخوانهای کمتراکم بهتر است از فیکسچرهای بلندتر (در صورت امکان) بهره گرفت.
- قطر فیکسچر: هرچه استخوان تراکم کمتری داشته باشد، قطر فیکسچر باید بیشتر باشد تا سطح تماس افزایش یابد.
- نوع اتصال فیکسچر و اباتمنت: در استخوانهای ضعیف، کانکشنهای با پایداری بالاتر (نظیر مورز تیپر) ارجحیت دارند.
نقش طراحی سطح فیکسچر در استخوانهای متفاوت
سطح فیکسچر عاملی کلیدی در موفقیت درمان است.
در استخوانهای متراکم (نوع 1 و 2)، سطح زبر استاندارد کافی است. اما در استخوانهای ضعیفتر (نوع 3 و 4)، سطوح زبرتر یا دارای پوششهای تقویتکننده مانند کلسیم فسفات میتوانند بهبود استئواینتگریشن را تسریع کنند. این طراحیها با افزایش سطح تماس میکروسکوپی و بهبود چسبندگی سلولهای استخوانی، موفقیت درمان را تضمین میکنند.
نتیجهگیری
نوع استخوان نقش بسیار حیاتی در انتخاب نوع فیکسچر ایمپلنت ایفا میکند. انتخاب صحیح بر اساس تراکم استخوان، طراحی مناسب رزوهها، قطر، طول و سطح فیکسچر، ضامن موفقیت بلندمدت درمان ایمپلنت خواهد بود. شناخت دقیق نوع استخوان پیش از جراحی، تصمیمگیری آگاهانه دندانپزشک و رعایت اصول طراحی پروتزی از شکستهای احتمالی جلوگیری میکند و رضایت بیمار را به همراه دارد.

